ميرزا حسن حسينى فسايى
21
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ميرزا حسن ، از اعمام و بنى اعمام ديگر خود نيز به شرح زير سخن رانده است : 1 - ميرزا حسن طبيب : « . . . ملقب به رئيس الاطباء ، خلف الصدق مرحمت پناه حاجى ميرزا عبد اللّه فسائى ، خلف الصدق مرحمت پناه ، ميرزا جواد فسائى ، پسر عم حقيقى نگارنده اين فارسنامهء ناصرى ، در سال 1260 متولد شده در قريه زاهدان فسا كه ملك اربابى پدر و جد اوست ، نشو و نما نمود و بعد از وفات والدش به شيراز آمده ، تحصيل مقدمات علميه نموده ، در خدمت جناب مستطاب احمد طبيب ، كسب مراتب علم طب نمود و گوى سبقت از همگنان ربود و در مقام عمليات اين علم آمده ، شهرتى بىاندازه يافته ، از اطباى مشهور شيراز ، گشته است . « 1 » 2 - ميرزا كاظم : برادر ميرزا جانى كه پس از مرگ برادرش ، حكومت بلوك فسا و پس از آن حكومت بلوك داراب را بر عهده داشت . « 2 » 3 - ميرزا عبد اللّه سرهنگ : سرهنگ فوج شيراز ، برادر ميرزا محمد حسين وكيل كه مدتى حاكم فسا بود . « 3 » 4 - ميرزا على اكبر خان وكيل الملك : فرزند ميرزا محمد ، حاكم فسا . « 4 » 5 - ميرزا سيد حسن : از بنى اعمام مؤلف فارسنامه ناصرى كه در سال 1298 هجرى قناتى در شمال فسا احداث كرد . بزرگان خاندان سادات دشتكى : اگرچه در سلسله نسب ميرزا حسن حسينى فسائى ، بزرگان ارجمند و افاضل والامقام كم نيست اما چند تن از اين بزرگان بيشتر از ديگران مورد توجه مؤلف فارسنامه قرار گرفتهاند و در ذكر بزرگان و اعيان محله بازار مرغ و سردزك شيراز از آنها به تفصيل سخن رانده است . اين افراد عبارتند از : 1 - امير غياث الدين منصور : از شخصيتهاى محبوب ميرزا حسن است كه سوانح عمر وى را به مناسبتهاى گوناگون در جابجاى فارسنامه ناصرى به تفصيل يا اختصار باز نموده است . امير غياث الدين منصور بن صدر الدين محمد بن ابراهيم بن محمد بن اسحق بن على بن عربشاه حسنى حسينى دشتكى فارسى ، دانشمند و فيلسوف ايرانى است كه جامع معقول و منقول و داناى فروع و اصول بود و در كلام و فقه دست داشت ، در سال 866 هجرى در شيراز متولد شد و در 14 سالگى داعيه جدل و مناظره با علامه دوانى در مطالب علمى داشت و در 20 سالگى از تحصيل علوم فراغت يافت و در سال 936 هجرى ، در عهد سلطنت شاه طهماسب صفوى به صدارت نائل آمد و « صدر صدور ممالك » لقب يافت و عاقبت در نتيجه بعض مباحثات علمى ( كه تفصيل آن در ضمن حوادث سال 938 در گفتار اول فارسنامه ناصرى آمده است . ) در محضر سلطان با شيخ على محقق كركى ، از صدارت استعفا داد و به شيراز رفت و در آنجا اقامت گزيد و مدرسه منصوريه را تأسيس كرد . « 5 » او را از نظر جامعيت در علوم ، ثالث معلمين
--> ( 1 ) . همانجا ، گفتار دوم ، اعيان محله لب آب شيراز و آثار العجم ، ص 532 . ( 2 ) . همانجا ، گفتار دوم ، بزرگان فسا . ( 3 ) و ( 4 ) . همانجا ، گفتار دوم ، بزرگان فسا . ( 5 ) . ريحانة الادب ، جلد 3 ، ص 166 و 167 ، تذكره نصرآبادى ، ص 99 ، روضة الصفا ، جلد 8 ، ص 53 و 54 ، احسن -